اطلاعیه !
فرم عضویت در باشگاه مخاطبان





تراژدی و کمدی بازار آزاد
کشور نیازمند نیروی تولید است و طرح مسکن مصداق آن نیست


۸ تیر ۱۴۰۱   778  6  0
دولت جمهوری اسلامی باید در شرایط جدید بازار را بر پا کند و برای این هدف می‌بایست ائتلافی بسیار قدرتمند در داخل بازار داشته باشد. بدون وجود عناصری که به جای بازارِ خودشان، به خود بازار متعهد باشند، سازنده‌ترین سیاست‌ها فرصتی برای نیروهای مخرب خواهد بود. هرچه دولت برای بازار، فرصت خلق کند، این فرصت به‌عنوان نیرویی علیه خود بازار به کار خواهد افتاد. پیش از این نیز دیده‌ایم که مثلاً حمایت از تولید داخلی چگونه بازار را تخریب کرده است.

یک. دولت جمهوری اسلامی ایران سیاست خطیر و سترگی را در اقتصاد کشور به انجام رساند و آن توقف پرداخت یارانه کالاها به واردکنندگان به‌واسطۀ حذف ارز ترجیحی بود. تبعات این تصمیم در کشور هنوز به‌طور کامل بروز نکرده است. تورم بسیار شدید و خارج از طاقت شهروندان این جمهوری و اختلال‌های شدید در تولید و مصرف می‌تواند تا مرز فروپاشی جامعه گسترده شود. اما دولت جمهوری اسلامی ایران این تصمیم خطیر را با شجاعت و پایمردی اتخاذ کرده است. با این همه این تصمیم با تمام خطرات و اهمیتش می‌تواند بی‌سرنوشت شود و مخرب از کار دربیاید اگر دولت فریب سخنانی را بخورد که مصرانه وظیفۀ دولت‌ها را صرفاً اعمال سیاست‌های سلبی شمرده و ادعا می‌کنند که بازارها «خودبه‌خود» ساخته می‌شود.

دو. «سلب بازار را می‌سازد» حکمی انتزاعی است. دولت‌ها برای نگهداشت بازارهای‌شان نه‌تنها اعمال سیاست می‌کنند بلکه جنگ راه می‌اندازند و خون می‌ریزند. پشت هر جنگ بزرگی، لشکری از بازاریان نه در پی منافع و مطامع افزون‌تر، بلکه در پی حفظ موجودیت بازار که آیینۀ موجودیت نظم زندگی است، ایستاده است. افسانهٔ بازارِ رها، پیش چشم همگان و زیر پوتین سربازهای روسی افشا شده است و ما باز هم باور نمی‌کنیم. آیا برای تاجران آلمانی بهتر بود صرفاً به اقتصادی‌ترین روش به گاز طبیعی و انرژی روسی وابسته باشند یا باید با دولتشان متحد شوند و از منافع کوتاه‌مدت اقتصادی خود به نفع موجودیت بازارشان بگذرند؟ چه‌بسا این منافع از دست رفته، برخی از آن‌ها را تا مرز فروپاشی هم ببرد اما در اینجا نه بازرگانان بلکه بازار باید خود را حفظ کند.

سه. دولت جمهوری اسلامی باید در شرایط جدید بازار را بر پا کند و برای این هدف می‌بایست ائتلافی بسیار قدرتمند در داخل بازار داشته باشد. بدون وجود عناصری که به جای بازارِ خودشان، به خود بازار متعهد باشند، سازنده‌ترین سیاست‌ها فرصتی برای نیروهای مخرب خواهد بود. هرچه دولت برای بازار، فرصت خلق کند، این فرصت به‌عنوان نیرویی علیه خود بازار به کار خواهد افتاد. پیش از این نیز دیده‌ایم که مثلاً حمایت از تولید داخلی چگونه بازار را تخریب کرده است.

تنها راه، تشکل نیروهای سیاسی منسجمی در بازار است که  که در هماهنگی با دولت به بازار در مقام یک کل متعهد باشند. چنین تشکلی  نمی‌تواند سیاسی نباشد بلکه شریک سیاسی دولت است. این و هر ائتلافی از نیروهای سازنده و مولد طرحی از به رسمیت شناختن مشارکت نیروهای مستقل در سیاست است.

چهار. تنها برنامۀ بزرگ تولید در دولت آیت‌الله رییسی، برنامهٔ تولید مسکن است. تحلیل‌های خامی که تصور می‌کنند مشکل فشار مسکن در تهران و شهرهای بزرگ، ساختن مسکن در بیابان‌های دور افتاده است، نمی‌فهمند که مردم مهاجر به این شهرها، بی‌خانمان نیستند بلکه خود را به ورطهٔ قلزُم مسکن در تهران انداخته‌اند در جست‌وجوی آینده داشتن و در شهرهای کوچک، سترون نشدن.

ساختمان‌های بیابانی، مسکن هیچکس نخواهد شد. بلکه در پی بازار مخرب زمین و مسکن که در حال بلعیدن تمام اقتصاد و آیندهٔ ایران است و بی‌شک به خطر موجودیتی برای نظام سیاسی ما و حتی تهدیدی برای تمامیت ارضی ما تبدیل شده است، این ساختمان‌ها هم هیزمی خواهد شد در آتش کالای سرمایه‌ای مسکن و جز بدبختی هیچ چیز به بار نمی‌آورد. این ساختمان‌ها هیچ چرخۀ حیات و هیچ اقتصاد زایایی نخواهد آفرید بلکه رودخانه‌ای است که در ریگزار سرمایه‌های بی‌معنای بازی مسکن فرو خواهد رفت. تنها برندهٔ این بازی بد، دلالان و پیمانکارهای بدقولی خواهند بود که انبوهی مسکن ساخته‌نشده روی دست دولت می‌گذارند. 

پنج. دولت باید برنامه‌ای سترگ در تولید داشته باشد، برنامه‌ای زاینده. این برنامه با سیاست‌های تجمع سرمایه که امید دارد فرصتی به بازار و تولید بدهد تا بازار و تولید، خودبه‌خود پا بگیرد انجام شدنی نیست. این برنامۀ تولید باید جامعه‌ای در بازار تولید کند. جامعه‌ای که از سر اراده به ساختن و تعهد به بازار در ائتلاف با دولت قرار می‌گیرد.

مسکن بازار دولت
دیدگاهتان را بنویسید
نام

ایمیل

متن پیام ارسـال دیدگـاه
گروه مطالعات علوم دقیقه
خدای مخلوق
چگونه نامتناهی می‌تواند معیاری برای متناهی باشد؟
از یک طرف، هیچ رابطۀ مقایسه‌ای میان امرِ متناهی و امرِ نامتناهی وجود ندارد، و با این‌حال از طرف دیگر، نامتناهیْ «واحد، بسیط‌ترین و بسنده‌ترین معیار» برای چیزهای متناهی است. به‌چه معناییْ امرِ نامتناهی معیاری برای امرِ متناهی است؟ برای پرداختن به این پرسش، کوزانوس به سه استعارۀ ریاضی متوسل می‌شود. هر استعاره جنبه‌های مهمی را آشکار می‌سازد که در آن امرِ نامتناهی به‌عنوان سنجه و معیارِ امرِ متناهی عمل می‌کند.


سرمقاله
مسئلۀ اعمال سیاست حجاب
چگونه حجاب، مسئلۀ حکمرانی جمهوری اسلامی است؟
دولتی که ضعیف شده باشد قابلیت اعمال اراده فعالانه را در همه وجوه سیاست و ازجمله سیاست حجاب از دست می‌دهد. نهایتاً حجاب تبدیل به سیاستی متکی به مصوبۀ قانونی می‌شود و در چشم مردم موافق یا مخالف، این اعمال اراده، ذیل مفهوم حجاب اجباری صورت‌بندی می‌گردد. افول معنی سیاست حجاب به حجاب اجباری، پیش از هر عاملی به ضعف دولتی برمی‌گردد که در پذیرش مسئولیت سیاسی خود و اتخاذ تصمیم‌های سخت، که نشانۀ مهمی از پذیرش مسئولیت است، تعلل نموده و به سوی مشارکت با مردم حرکت نکرده است.


سرمقاله
مردم معلق
درباره معنای مشترک اعتراضات آبان 98 و اعتراضات اصفهان و اعتراضات پس از آن
ما شخصیت سیاسی نمی‌خواهیم، صرفاً مدیرانی پرکار و خدوم می‌خواهیم. مردمی می‌خواهیم که بیش از آنکه شریک سیاست و در گیر و دار ساخت معنای سیاسی زندگی خود باشند، شایستۀ حمایت اند. سیاست که به اینجا رسید جهت غایی‌اش را پشت درهای بسته و توسط بازیگران حرفه‌ای و پنهان به دست می‌آورد و سویۀ عمومی‌اش را در قالب برنامه هایی عمدتاً تخصصی و البته گاهی همه‌فهم دنبال می‌کند. دیگر جایی برای گفت‌وگوهای سیاسی و مناقشه بر سر تصویر کلی کشور نمی‌ماند و سیاستمدار، مدیری خواهد بود که مهمترین کارش نگه داشتنِ مردم در سطح مسائل روزمره است


سرمقاله
فاجعۀ بی‌طرفی
کرونا و قحطی بزرگ
کرونا یا هر حادثه دیگر، مستعد یک فاجعه ملی است اما در پرتو توضیح وضع کشور و برعهده‌گرفتن مسئولیت آن، به فرصت آینده بدل می‌شود. پیش از اینکه در پریشانیِ درگیری با حوادثِ پی‌درپی غرق شویم، باید این وضع تاریخی را توضیح دهیم.



موسسه علم و سیاست اشراق
شماره تماس : 09355643099


عضویت در باشگاه مخاطبین

نزد آن­ها که دانایی را حق خود می‌دانند، پرسش از قیمت علم پرسشِ حسابگرانی محافظه­ کار است که نهایتاً حاضرند زندگی کنند به هر قیمتی. با این حال، آموختن به چه قیمتی؟ این سؤال حتی اگر از سرِ بی­حالی و خستگی بر زبان آمده باشد در ما امید و هراسی زنده می‌کند، نکند این راه که رفتن دارد و بازگشتن نه، دست‌کم برای من، بی‌سرانجام و بی‌حاصل باشد. آن‌ که با خود چنین نجوایی نداشته باشد، نه قدر زندگی بلکه پیش از آن، قدر خود علم را ندانسته است، چرا که علم پیش از هر گزاره‌ی صادقی که درباره‌ی چیزی داشته باشد، مدعی زندگی انسان است؛ هر آنکه خود را وقف چیزی همچون علم نمی‌کند، شخصیتی بی‌قدر است.

(تمام حقوق متعلق به موسسه علم و سیاست اشراق است)