اطلاعیه !
فرم عضویت در باشگاه مخاطبان









محمدحسین تسخیری
گروه مطالعات علوم دقیقه

کارشناسی ارشد فلسفه علم

سردبیر وبسایت علم و سیاست

مدیر روابط عمومی فصلنامه علم و سیاست بابل


mh.taskhiri@scienceandpolitics.net


سرمقاله
دیـــــــــوار
چگونه دروغی به نام نسل Z، اقتصاد سیاسی ما را توجیه می‌کند؟
علیرضا شفاه    محمدحسین تسخیری   

نسل Z تهمتی است که دشمنان ایران تراشیده‌اند و ما که این‌سال‌ها به استقبال ضعف می‌رویم -زیرا نمی‌خواهیم یا نمی‌توانیم مسئولیت سنگین ایران‌بودن را بپذیریم- آن را همچون عذری برای فاجعه‌ای که از دستان‌مان بیرون آمده است، قبول کرده‌ایم. ما سوگوار فرزندان‌مان هستیم زیرا ایران نمی‌تواند دعوتی برای فرزندانش داشته باشد. این در حالی است که ایران خطیرترین لحظات تاریخ خود را سپری می‌کند و همچون مردی میانسال و قوی‌پنجه، در آستانۀ جنگش که چه‌بسا جنگ همۀ جهان -جنگ جهانی سوم- باشد، ایستاده است؛ دیواری مهیب مردم ایران را از جهان واقعیت و جنگی که در آن است، جدا کرده.



نشست
انسداد و فرصت سیاسی جمهوری اسلامی
بررسی دلالت‌های سیاسی وقایع اخیر در نشست داخلی موسسه


بعد از اینکه گفتیم که یک انسداد سیاسی به‌عنوان یک راه‌حل، به‌عنوان یک راه بقا، برای گروه‌های سیاسی و از طرف گروه‌های سیاسی، تولید شده است، گام بعدی چیست؟ آیا در این لحظه می‌توان اشاره به تمنای نوعی حضور نامولد در اقتصاد سیاسی و ساختارهای قدرت کرد؟ یعنی پرسید از پس این موافقت‌ها و مخالفت‌های فرهنگی قرار است که چه معادلات قدرتی از طرف هرکدام از این دو طرف تمنا شود؟ قطعا این دو طرف از طریق جبهه‌بندی فرهنگی‌ای که علیه هم ایجاد می‌کنند در حال دعوت به نوعی ساختار اقتصاد سیاسی هستند و دعوت به نوعی ساختار قدرت می‌کنند.



بازنشر
خلق فناوری، خلق بازار
اقتصاد سیاسی فناوری، پیشنهادی برای خلق فناوری دفاعی
جواد وزیری    محمدحسین تسخیری   

در این راستا، درک عموم سیاست‌گذاران از فناور، فردی به مثابه نابغه و از فناوری چیزی همچون اختراع است. آن‌ها با چنین درکی، به دنبال شکوفایی قوه‌ای در کار فناور هستند که به نظر می‌رسد بدون کمک دولت، به فعلیت و شکوفایی نمی‌‎رسد. روایت قهرمان‌محور از پیشرفت‌های فناوری و درکی که نگران فرار مغزهاست، هر دو وابسته به تصویری است که از فناوری در ذهن نقش بسته است. تصویری که با پژوهش‌های دانشگاهی دربارۀ ابعاد متنوع فناوری، به طور مفصل در نهادهای حاکمیتی، طرح شد.



سرمقاله
شکست حصر سیاست
گفتار صریح آیت‌الله خامنه‌ای درباره جنگ اوکراین، چگونه سیاست داخلی را متاثر می‌سازد؟
محمدحسین تسخیری   

دستگاه سیاسی گمان می‌کند که در غیاب مشارکت سیاسی داخلی دربارۀ تصمیماتش، آزادی عمل بیشتری برای پیشروی دارد. در حالی که با تفکیک مردم از بدنه دستگاه سیاسی، از قضا آزادی عمل در تصمیم‌گیری به تنگنا می‌افتد. زیرا مردم به عنوان چیزی زائد و مستقل از تبعات تصمیمات، همواره انتظارات و توقعات معیشتی و روزمره مشخصی از نظام دارند که همچون دردسر و عامل محدودکننده سیاست‌ها، باید به آن رسیدگی کرد.



شورای عمومی
مستی و راستی
دور نهم گزارش‌های پژوهشی - گروه گفتار سیاسی - 2


انسان تا ابد می‌تواند این‌گونه زندگی کند و کار کند و احساس نیاز به هیچ تجربۀ تازه‌ای هم نکند؛ اما رنج ناخواسته‌ای بر جانش شرر می‌زند. او را کارآزمودگی دشوار است. جان انسان تاب سنگینی ندارد. او نمی‌خواهد بر داشته‌هایش تکیه کند و اسیر باشد. نمی‌خواهد در آنچه از جهان به دست آورده، دفن شود. نمی‌خواهد هستی نامنتظره‌اش را به بهای این جهان، آرام و سلیم و امن کند. او باید خودش و تنها خودش را بیابد.



سرمقاله
رنج بی‌حساب
آیا آزادسازی قیمت‌ها، چشم‌اندازی برای آینده ایران متصور است؟
محمدحسین تسخیری   

اما امروز که دولت سیزدهم با گذشت بیش از یک دهه از تصویب و ابلاغ طرح هدفمندی، عزم تازه‌ای برای اجرای آن دارد، در معرض این پرسش است که این عزم پرهزینه را در راه چه آینده‌ای به کار بسته است؟ تمام آن چیزی که این وضع را می‌تواند معنادار کند، پاسخی است که دولت باید به این پرسش دهد. در غیراینصورت در دوگانه‌ای تسلسل‌وار، رنج به نحوی مخرب تداوم می‌یابد. این چیزی است که موافقان و مخالفان تصمیم دولت، به سادگی متوجه آن نیستند و از این جهت می‌توان گفت نمی‌دانند این رنج، چه قیمتی دارد.



 1   

موسسه علم و سیاست اشراق
شماره تماس : 09355643099


عضویت در باشگاه مخاطبین

نزد آن­ها که دانایی را حق خود می‌دانند، پرسش از قیمت علم پرسشِ حسابگرانی محافظه­ کار است که نهایتاً حاضرند زندگی کنند به هر قیمتی. با این حال، آموختن به چه قیمتی؟ این سؤال حتی اگر از سرِ بی­حالی و خستگی بر زبان آمده باشد در ما امید و هراسی زنده می‌کند، نکند این راه که رفتن دارد و بازگشتن نه، دست‌کم برای من، بی‌سرانجام و بی‌حاصل باشد. آن‌ که با خود چنین نجوایی نداشته باشد، نه قدر زندگی بلکه پیش از آن، قدر خود علم را ندانسته است، چرا که علم پیش از هر گزاره‌ی صادقی که درباره‌ی چیزی داشته باشد، مدعی زندگی انسان است؛ هر آنکه خود را وقف چیزی همچون علم نمی‌کند، شخصیتی بی‌قدر است.

(تمام حقوق متعلق به موسسه علم و سیاست اشراق است)