اطلاعیه !
فرم عضویت در باشگاه مخاطبان





گزارش سیاستی
رویکردها و ملاحظات اساسی مسئلۀ بهداشت و درمان در جمهوری اسلامی ایران


۲۴ دی ۱۳۹۸   0  0  0
به سفارش ستاد احیای امر به معروف و نهی از منکر

 

نویسنده مسئول: امیر راقب

 

خلاصه
نظام سلامت، برآیند پیچیده‏‌ای از سیاست‏‌های کلان اجتماعی و اقتصادی و یکی از کلیدی‏‌ترین جنبه‌‏های تماس دولت و ملت است که هم از الگوی رابطۀ دولت و ملت ناشی می‌‏شود و هم بر کیفیت این رابطه تأثیر می‏‌گذارد. تحقق یک نظام سلامت پویا و کارآمد، تابع مجموعه‏‌ای به هم پیوسته از عوامل ساختاری و سازوکارهای اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی است به‏‌گونه‌‏ای که می‌توان گفت نحوی مقارنت آشکار میان الگوی نظام سلامت و شکل رابطۀ دولت و ملت برقرار است. اینکه دولت‌ها در شرایط مختلف اقتصادی و اجتماعی، با مسئلۀ بهداشت عمومی چه می‌‏کنند و متقابلاً اینکه شهروندان در شرایط مختلف و با بهره‏‌مندی از سطوح متفاوت رفاه، چه رفتاری با هزینه‌‏های سلامت در سبد هزینه‌‏های خانوار دارند؛ تصمیمی است که کاملاً وابسته به الگوی مناسبات دوجانبۀ دولت و ملت است. در یک‎سو دولت قرار دارد که تصمیماتش در قبال الگوی تخصیص منابع عمومی به بخش‌‏های مختلف اقتصاد و شیوۀ تأمین مالی مسئولیت‏‌هایش، وابسته به قضاوتی است که دربارۀ «منابع» در دسترس خود دارد؛ و در سوی دیگر، شهروندان هستند که قضاوتی که دربارۀ دولت خود دارند و خدماتی که به جامعه‌‏ای که در آن زندگی می‏‌کنند ارائه می‏‌دهند، تابعی از شیوۀ مشارکت‏شان در زندگی اجتماعی و سپهر دولت است.

    نظام سلامت در جمهوری اسلامی ایران، رویکردی درمان‏‌محور دارد. در این رویکرد، دولت با الزام حقوقی و اخلاقی، متحمل صیانت از حق حیات بیمار می‌‏شود و تمرکزش را بر افزایش طول عمر بیماران صعب‏‌العلاج و حفاظت از سالمندان، بازنشستگان و دیگر اقشار آسیب‏‌پذیر جامعه در برابر بیماری قرار می‌‏دهد. دولت سالانه مبلغ قابل توجهی را برای بخش بهداشت و درمان هزینه می‌‏کند، اما چون تمرکز هزینه‏‌ها بر درمان به‌عنوان آخرین حلقۀ زنجیرۀ ارزش نظام سلامت قرار دارد، و نیز چون سیاست‌های درمانی، معطوف به ارتقای سطح بازدهی و بهره‏‌وری فرد تحت درمان برای بازگشت او به نظام تولید اجتماعی نیست؛ در نتیجه، این هزینه‏‌ها مصارفی برآورد می‏‌شوند که بازگشتی به چرخۀ اقتصادی کشور ندارد و با فشار پیوسته و مظاعف به منابع مالی ناپایدار دولت، ناپایداری و عدم توازن آشکاری در نظام سلامت کشور به بار می‏‌آورد.

    در چنین شرایطی، جلب مشارکت مردمی و غیردولتی که جهت‏‌گیری مصرّح اصل 29 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در تأمین هزینه‌‏های بهداشت و درمان کشور است؛ با موانع بسیاری مواجه است. از یک‏سو دولت و بخش بهداشت و درمان کشور، موظّف و بلکه ناگزیر از جلب منابع غیر دولتی و مشارکت موثر مردمی برای بهبود نارسایی‏‌های نظام بهداشت و درمان کشور است و از سوی دیگر، اصلاح این فرایند، جز از طریق بازسازی اقتصاد سیاسی نظام سلامت و بازکردن امکان مشارکت سازمان‏‌یافتۀ مردمی و عمومی در این بخش میسّر نیست.


به منظور اصلاح وضعیت فعلی می‌بایست اقتصاد سیاسی نظام سلامت با فراگیرترشدن بازی نظام سلامت و گسترده‌‏ترشدن نقش‏‌هایی که در آن تعریف شده است، به‌نحوی تغییر کند که امکان مشارکت کلیۀ بازیگران خرد و کلان نظام اجتماعی بر اساس نقش‏‌هایی که در چرخۀ تولید و توزیع دارند فراهم گردد و منافع نیز متناسب با نقش‏‌ها در درون همین نظام بازتوزیع شود. در این راستا گام اول در همین نظام درمان‏‌محورِ موجود، بازآفرینی «نظام ارجاع» به شکلی است که فرآیند تشخیص، کاملاً مستقل از فرآیند درمان باشد.

    مسئلۀ اصلاح روابط نهادی سازمان‏‌های بیمه‏‌گر، موضوع دیگری است که در راستای بازکردن زمین بازی سلامت در کشور و تعدد مشارکت‏‌جویان و نقش‌‏آفرینان در نظام سلامت و نهایتاً تحقق نظام سلامت پایدار می‌‏بایست مدّنظر قرار بگیرد. اصلاح این روند، جز از طریق بازنگری در نگرش درمان‏‌محور و مناسبات ناشی از آن در سطح اقتصاد سیاسی نظام سلامت ممکن نیست. به بیان دیگر به نظر نمی‏‌رسد که در اینجا راه‌‏حل‌های میان‏بر نظیر تجمیع سازمان‏‌های بیمه‌‏ای، بحران را حلّ‌وفصل کند، بلکه باید الگوی روابط تغییر کند و این جز با عبور از نگرش درمان‏‌محور به نگرش بهداشت‏‌محور ممکن نیست. در نگرش بهداشت‏‌محور:

• با توجه به اینکه مبنا نه درمان بیماری، بلکه حفظ سلامت عمومی فرد است، عاملیت خودِ فرد در حفظ سلامتی‌‏اش بیش از عاملیت مراکز درمانی و حتی سیستم پزشکی خواهد بود.
 
• آگاهی عمومی فرد دربارۀ بیماری‏‌هایی که در معرض آن قرار دارد، مبنای اصلی او برای مراقبت از خود در برابر عوامل بیماری‏‌زا خواهد بود. در این راستا، کنش‏گری رسانه‏‌های عمومی حائز اهمیت است و بخش مهمی از فرایند تشخیص بیماری، در مرحلۀ پیش‏گیری به خودِ فرد واگذار خواهد شد. تکنولوژی‏‌های تشخیص سریع در اینجا بسیار کارآمد خواهد بود. 

• از آنجا که در نگرش بهداشت‏‌محور، حفظ سلامت شهروندان به منظور ارتقای بهره‌‏وری آنان در مشارکت‏ با چرخۀ نظام اجتماعی و اقتصادی مدّنظر است؛ دولت، سازمان‏های بیمه‏‌گر و سرمایه‏‌گذاران، این امکان را خواهند یافت که در هماهنگی با سازمان‏‏‌های حرفه ‏ایِ تولیدی و خدماتی، ارائۀ خدمات بهداشتی، درمانی و بیمه‌‏ای را متناسب با نیازها و آسیب‏های مشاغل گوناگون، متغیر و متنوع سازند. 

• پیوند نظام سلامت با نظام مشاغل، این امکان را برای نظام سلامت فراهم می‏‌سازد که از مشارکت اقتصادی هدفمند فعالان در مشاغل و حِرَف گوناگون بهره‏‌مند شود. به این ترتیب، عموم شهروندان در قالب نقش‏‌هایی که در سازمان کارِ خود دارند، هم مشتریان نظام سلامت و متقاضیان دریافت خدمات بهداشتی و درمانی متناسب با حرفه‏‌شان خواهند بود؛ و هم نظام سلامت را از عواید ثروتی که تولید می‏کنند، بهره‌‏مند می‏‌سازند.

    به این ترتیب، بهره‌‏وری هزینه‏‌های نظام سلامت افزایش خواهد یافت، اتلاف منابع کم خواهد شد و فضا برای مشارکت معنادار، مؤثر و پایدار مردم در قالب نقش ‏ها و موقعیت‏‌های گوناگون و متنوع (و نه صرفاً به عنوان بیمار) در نظام سلامت فراهم خواهد شد. حاصل کار، یک نظام سلامت مشارکتی و پایدار است که هرکس متناسب با مشارکتی که در آن دارد، از منافع آن منتفع می‏‌گردد و علاوه بر اینکه سلامت عمومی جامعه افزایش خواهد یافت، اعتماد عمومی به نظام سلامت کشور نیز افزون می‌‏گردد. 

    مثلا یکی از این تغییرات، برقراری پیوند میان نظام سلامت و نظام مشاغل است. چنین پیوندی این امکان را برای عموم شهروندان فراهم می‌‏کند که در قالب نقش‌‏هایی که در سازمان کارِ خود دارند، هم متناسب با حرفه‏‌شان مشتریان هدفمند نظام سلامت باشند؛ و هم نظام سلامت را از عواید ثروتی که تولید می‌‏کنند، بهره‌‏مند می‌‏سازند.

بهداشت درمان
دیدگاهتان را بنویسید
نام

ایمیل

متن پیام ارسـال دیدگـاه
پیشنهاد سردبیر

نشست
هدف کوتاه‌مدت و سیاست پایدار
آیا می‌توان نقاط رسمی را دوباره برپا کرد؟

نقطۀ کوتاه‌مدت و موقتی است که می‌تواند ذات سیاست را نشان دهد. اهداف بلندمدت به علت پایداری و استحکام و اطلاقی که دارند نمی‌توانند سیاسی باشند. هدف کوتاه‌مدت اما بحرانی دارد و آن این است که به دلیل تغییر و عدم پایداری، شما را در صحنه نابود می‌کند. مسئلۀ مهم این است که چگونه می‌توان هدف سیاسی داشت و در صحنه واجد شخصیت بود؟


گروه گفتار سیاسی
جوان‌گرایی در سیاست
خامی و آرزومندی نیروی ویژۀ حضور جوانان در صحنۀ سیاست است

ضرب‌المثل معروفی است که می‌گوید فلانی جوان است و جویای نام. جوان آرزویی دارد، در پیگیری این آرزو نامی برای خود دست‌وپا میکند و در جستن این نام موی خود را به گرد پیری سفید می‌نماید. از سوی دیگر جوان را به خامی و کم‌تجربگی می‌شناسند. او آماده است تا با عالم مواجه شود و خالی‌بودن دست او از تجربه، اتفاقاً امکان آرزوداشتن و تجربه‌کردن اوست. خامی جوان و آرزوهایی که در سرش می‌پروراند با هم نسبت مستقیم دارد. در واقع ملازمت و همنشینی این دو خصیصه، نیروی جوانی را همچون نیرویی ویژه و قدرتمند پیش می‌کشد و جوان را به تاریخ صحنۀ سیاست و موقعیت او به‌عنوان رقم‌زنندۀ آن متوجه می‌کند.


گروه مطالعات علوم دقیقه
آیا بی‌مخاطره می‌توان چیزی آموخت؟
ریاضیات همچون یک موضع

اکنون علم بیش از هر چیز از صحنه خویش به دور افتاده است. علم از انسان جان می‌طلبد و جان از انسان علم، اما معلوم نیست کدامین جان بتواند بهای علم را پرداخت کند و کدامین علم بتواند خون‌بهای جانی باشد. جان کندن نام دیگر علم‌آموزی است ولی ما که علم را بی‌جان کندن می‌خواهیم، چگونه می‌توانیم جان کندن بیاموزیم؟


نشست
تصمیم بی‌ملاحظه و پایان سیاست
آیا جمهوری اسلامی امیدی به آینده دارد؟

مردم در صحنه تشییع باشکوه پیکر سردارِ شهید قاسم سلیمانی احساس کردند می‌توانند در مبارزه و شهادت با سردار شریک شوند. اگر مخاطبه ممکن با مردم را در این زمان دریابیم، این نقطه می‌تواند آغاز سیاست و سرنوشتی تازه برای جمهوری اسلامی ایران باشد، سرنوشتی که ممکن است دستگاه کنترلی، امنیتی و رسانه‌ای جمهوری اسلامی از ما سلب کند.



موسسه علم و سیاست اشراق
تهران خیابان شریعتی،بالاتر از طالقانی
خیابان بوشهر،پلاک21،واحد5
شماره تماس : 09355643099



عضویت در باشگاه مخاطبین

نزد آن­ها که دانایی را حق خود می‌دانند، پرسش از قیمت علم پرسشِ حسابگرانی محافظه‌کار است که نهایتاً حاضرند زندگی کنند به هر قیمتی. با این حال، آموختن به چه قیمتی؟ این سؤال حتی اگر از سرِ بی‌حالی و خستگی بر زبان آمده باشد در ما امید و هراسی زنده می‌کند، نکند این راه که رفتن دارد و بازگشتن نه، دست‌کم برای من، بی‌سرانجام و بی‌حاصل باشد. آن‌ که با خود چنین نجوایی نداشته باشد، نه قدر زندگی بلکه پیش از آن، قدر خود علم را ندانسته است، چرا که علم پیش از هر گزاره‌ی صادقی که درباره‌ی چیزی داشته باشد، مدعی زندگی انسان است؛ هر آنکه خود را وقف چیزی همچون علم نمی‌کند، شخصیتی بی‌قدر است.