دربارۀ موسسۀ علم و سیاست اشراق

در ماجرایی که بر ما و جهان می­‌رود، آیا توانیم که چیزی را نگه داریم؟ آیا توانیم عهدی ببندیم که بپاید؟ آیا توانیم بشنویم کلمه‌­ای را و بگوییم کلمه‌­ای را؟
قرنی که پشت سر گذاشتیم زبان را به رسمیت شناخت و با آن آغاز شد. از علوم­ انسانی تا علوم دقیقه همه پای سست کردند و راه دادند به تفسیر و توجه کردند به انسان‌­ها و بنا را بر گفت‌گو گذاشتند. و از قضا این همه به پشتیبانی فلسفه بود. اکنون کارنامه­‌ای پیش روی ماست. از فاجعه‌­ای در ابتدا و سرانجام این قرن. تخم تفهم همدلانه و گفت‌وگو، گسستگی و فروپاشی بار آورده است. ما را اما هنوز نمی‌­رسد تا ببینیم فاجعه­‌ای که بر سر ما رفته است و می­‌رود. هنوز گفتار بی‌­رمق علم استوار شده است بر تفاهم و توافق.
این تاریخی است که به ما رسیده است و این جهانی است که در آن سر می­‌کنیم
موسسه علم و سیاست اشراق، میراث ­دار این تاریخ است. اشراق کلمه‌­ای است. بیش از هر چیز کلمه را به یاد آورده است. این رمز گرد هم­‌آیی اشراق است. و البته بیان تاریخش هم.
اگر اینجا گفت‌وگویی هست تمنای گفت‌وگوست. از پسِ غیبت کلمه، از پسِ گم شدن آشنایی در پای برج بابل. چه گفت‌وگویی وقتی شنیدن و گفتن از دست رفته است؛ وقتی کلمه­
در کلمات به یاد نمی­‌آید. آیا باز می­‌توانیم کلمه­‌ای بخوانیم و کلمه‌­ای بشنویم و کلمه‌­ای بگوییم؟ این فراخوان اشراق است و دعوتی برای همهاگر نامی در جهان هنوز این تمنا را داشته باشد، آن نام جمهوری اسلامی ایران است. جایی که رمز پیروزی‌­اش را در وحدت کلمه جسته است.
اشراق به این نام و جای هست و آن را می­‌جوید. همه آنچه در اشراق می‌­گذرد و با اشراق رقم خورده است باید در این راستا خواند و بهره‌­اش را به این دولت داد. این دولت فرصت ماست و شرط رونق ما
.
اما آیا ما را تاب این عهد هست؟ آیا می‌­توانیم چیزی را نگه داریم؟ اگر این دوستی بین­‌مان نبود، همه این‌ها گزافه می‌شد.